• 2020-09-30 11:01:54
  • دسته‌بندی:
  • کد خبر: 892404282
  • خبرنگار : 1749454005

بانوی کارآفرینی که معیشت 120 خانوار آسیب‌دیده از اعتیاد را تامین می‌کند + فیلم و عکس

یکی از بانوان کارآفرین نام‌دار کشور است زنی که به معنای تمام معرفت را در حق خانواده‌های آسیب‌دیده از درد اعتیاد، تمام کرده و با فعالیت در زمینه «مصنوعات بتنی طرح چوب» روزی‌رسان سفره 120 خانواده آسیب‌دیده از اعتیاد شده است.

خبرگزاری فارس استان کردستان/شیرین مرادی؛ ظهر از نیمه گذشته است طبق قرار قبلی به سراغش می‌روم قرارمان ساعت 5 عصر است همین که می‌رسم با رویی باز به استقبالم می‌آید، تیم کاری‌اش حدودا 6، 7 نفری هستند.

مادران و خواهرانی آسیب‌دیده و رنج‌کشیده از درد اعتیاد، آنهایی که بیشتر سال‌های زندگی‌شان را با کابوس مواد و اعتیاد عزیزانشان طی کرده و در اوج ناامیدی به قول خودشان به خورشید امیدی به نام خاله ناهید رسیده‌اند.

خانم ناهید علیزاده یکی از کارآفرین نامدار کشور است، زنی که به معنای تمام مردانگی را در حق خانواده‌های آسیب‌دیده از درد اعتیاد، تمام کرده و با فعالیت در زمینه «مصنوعات بتنی طرح چوب» روزی‌رسان سفره 120 خانواده آسیب‌دیده از اعتیاد شده است.

 دستانشان بهترین راوی برای مشکلات و سختی‌هایی است که پشت سر گذاشته‌اند تا به هر قیمتی که شده هم نان‌آور باشد و هم هنرمند. 

تلخی‌های پرتکرار زندگی

خانم علیزاده ما را مهمان شنیدن سرگذشت روزهای تلخ و شیرینش می‌کند، روزهایی که شاید هر کدامشان برای او سنگینی گذر از سال‌ها سختی را داشته است.

می‌گوید: در بیستمین روز از مرداد ماه سال 50 در خانواده‌ای از قشر متوسط جامعه دیده به جهان گشودم.

دفتر خاطرات ذهنش را به 40 سال قبل ورق می‌زند روزهایی که پای درس معلم می‌نشست و خیالش را به آرزوهای کوچک و بزرگ پرواز می‌داد و بر صفحه سفید دفتر نقاشی نقش می‌داد.

دفتر خاطرات ذهنش را به 40 سال قبل ورق می‌زند روزهای که پای درس معلم می‌نشست و خیالش را به آرزوهای کوچک و بزرگ پرواز می‌داد 

 

ذهن خلاقش قلم را چنان بر صفحه کاغذ به رقص می‌کشاند و نقش جان و جهان می‌کشید که هر بار در میان هم کلاسی‌هایش مورد تشویق معلم قرار می‌گرفت.

از کمترین ابزار زیباترین آثار هنری را خلق می‌کرد، گلدوزی، نقاشی و هر فعالیت هنری که نوآوری در آن می‌توانست وجود داشته باشد از چشم ناهید خانم پنهان نمی‌شد، علاقه شدید به انجام کارهای سختی که از عهده کسی برنمی‌آمد، خوراک کارش بود همین روحیه موجب شد که از همان کودکی به دختری توانمند و جسور در بین همسالانش تبدیل شود.

پدر بزرگترین مشوق ناهید

سال‌های کودکی به پایان رسید روزهایی که اگرچه به لحاظ مادی وضعیت مناسبی نداشتند اما مهربانی‌های بی‌دریغ پدر و تشویق‌های گاه و بی‌گاهش او را در مسیری فعالیت‌های هنری به نقطه‌ای رسانده بود که می‌دانست مسیر موفقیت را باید از وادی هنر سفالگری طی کند.

بیماری و مرگ نابهنگام پدر داغ سنگینی بود که ناهید در بحبه جوانی تجربه کرد و از آن پس نان‌آور خانواده شد، مجبور بود در کنار درس و تحصیل کار کند و سفالگری نقطه آغازی برای شروع فعالیت‌ش بود.

با خاک رس و خاک چینی، سفالینه‌های رنگارنگی می‌ساخت بی‌انکه آموزشی دیده باشد بلکه کارش را با بهره‌گیری از فکر خلاقش پیش می‌برد.

این کارآفرین موفق کشوری می‌گوید: حدود سال 65 ـ 66 بود بصورت اتفاقی متوجه فعالیت چند نفر خانم زیر نظر یک استاد سمنانی در یک کارگاه سفالگری در سنندج شدم، آن زمان‌ها مثل امروز نبود که گل آماده وجود داشته باشد، چند نفری باید در حوضچه‌های سیمانی با پا گل را لگد مال می‌کردیم.

ریزترین مسائل مورد توجه استاد قرار می‌گرفت و می‌گفت گل سفالگری که در دست دارید حرمت دارد مقدس است، نباید اجازه دهید حتی کوچکترین ذره آن به زمین بیفتد، با وجود اینکه تازه وارد جمع شده بودم مو به مو دستورات استاد را انجام می‌دادم.

تمرین استاد

در همان آغازین روزهای ورودم به کارگاه بود که استاد به هر کدام از شاگردها مقداری گل داد و از همه خواست در خانه طرحی نو روی آن پیاده کنند تا براساس آن سطح هر کدام را مورد سنجش قرار دهد.

ساعت‌ها برای این موضوع فکر کردم، چراغ مطالعه طرحی بود که با دقت تمام از گل ساختم، آفتاب نزده از خانه بیرون زدم هیچ یک از شاگردان کار خود را نشان دیگری نمی‌داد و تک‌تک خدمت استاد رسیدیم.

اثرم که حاصل ساعت‌ها تلاش بود به دست استاد دادم، او نگاهی موشکافانه به طرح انداخت و بی‌آنکه سخنی بگوید آن را نقش بر زمین کرد، بدترین احساس ممکن را در آن دقایق در جسم و جانم حس می‌کردم، اما بی‌هیچ اعتراضی از محضر استاد خارج شدم.

بدون اینکه به هدف استاد از این کار فکر کنم، از چنین برخوردی ناامید شدم و از برخورد سنگدلانه استاد به خود می‌پیچیدم و زمزمه می‌کردم ای کاش به جای آنکه خرابش می‌کرد پول گل را می‌گرفت و طرحم را به خودم باز می‌گرداند.

بی‌خبر از هدف سازنده استاد در چنین برخوردی، ناامید از کورسوی روشنایی در راهی که هنوز در آغازین مراحلش بودم از برخورد سنگ‌دلانه استاد به خود می‌پیچیدم

آیا مطلب فوق را پسندیدید؟

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«اقتصاد جوان» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

}