به گزارش پایگاه خبری اقتصاد جوان، به نقل از روابط عمومی بانک توسعه تعاون ، سالها اجرای سیاستهای اشتغالزایی در کشور، به دلیل تمرکز بر پرداخت تسهیلات پراکنده، نگاه جزیرهای و بیتوجهی به زنجیره ارزش، با چالشهای جدی مواجه بوده است. در این میان، بسیاری از کسبوکارهای خرد و خانگی، بهویژه در مناطق کمتر برخوردار، به دلیل نداشتن دسترسی پایدار به بازار، سرمایه در گردش و حذف واسطهها، در همان مراحل ابتدایی متوقف ماندهاند.
در چنین شرایطی، طرح «اتصال» با رویکردی متفاوت و مبتنی بر سیاستگذاری شواهدمحور، تلاش دارد به جای تزریق منابع مالی منفرد، زنجیرههای واقعی تولید، فرآوری و فروش را تقویت کند. هدف اصلی این طرح، توانمندسازی اقتصادی از مسیر اتصال بنگاههای کوچک به بنگاههای بزرگ، صنایع مادر و بازارهای هدف است؛ نه صرفاً افزایش آمار تسهیلات پرداختی.
طرح اتصال چیست و چه مسئلهای را هدف گرفته است؟
بر اساس اسناد رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، طرح «اتصال» یک برنامه ملی با رویکرد عدالت منطقهای است که بر شناسایی ظرفیتهای بومی، عارضهیابی دقیق زنجیرههای ارزش و طراحی مداخلات هدفمند استوار شده است. این طرح در پی رفع موانع ساختاری کسبوکارهای خرد و متوسط، بهویژه در مناطق دور از مرکز، و افزایش بهرهوری اقتصادی و اجتماعی است. در این چارچوب، اتصال تولیدکننده خرد به بازار، صنعت و نظام مالی، جایگزین نسخههای واحد و مرکزگرای گذشته شده است.
نقش بانک توسعه تعاون؛ از وامدهنده تا حامی زنجیره تولید
نقش بانک توسعه تعاون در طرح اتصال، تفاوتی معنادار با الگوی سنتی بانکداری دارد. این بانک نه طراح سیاست و نه مجری پروژه است، بلکه پشتیبان مالی زنجیرههای منتخب محسوب میشود. در این مدل، منابع مالی به جای پرداختهای منفرد و پراکنده، در خدمت یک فرآیند متصل از تولید تا فروش قرار میگیرد؛ رویکردی که هم ریسک نکول تسهیلات را کاهش میدهد و هم مانع از بدهکار شدن تولیدکنندگان خرد بدون دسترسی واقعی به بازار میشود.
گلستان؛ اتصال تولید پوشاک خانگی به بازار
اجرای طرح اتصال در زنجیره ارزش پوشاک در شرق استان گلستان، بهویژه شهرستان گالیکش، نمونهای عملی از این رویکرد است. بازدید میدانی امیرهوشنگ عصارزاده، مدیرعامل بانک توسعه تعاون از کارگاههای خانگی و نشستهای تخصصی با تولیدکنندگان نشان داد که چالش اصلی این بخش، صرفاً کمبود سرمایه نیست، بلکه وابستگی به واسطهها و نبود ارتباط مستقیم با بازار مصرف و صنایع مادر است. حمایت مالی هدفمند، تشکیل تعاونیها و طراحی سازوکارهای فروش، سه محور اصلی مداخله در این منطقه بوده است.
سیستان و بلوچستان؛ تأمین مالی زنجیرهای در برابر فقر ساختاری
در استان سیستان و بلوچستان، طرح اتصال با تمرکز بر محصولات بومی نظیر حنا، خرما، انبه و گیاهان دارویی اجرا شده است. این استان سالها با مشکلاتی چون خامفروشی، ضعف صنایع تبدیلی و پراکندگی تولید مواجه بوده است. مدل تأمین مالی زنجیرهای بانک توسعه تعاون در این استان، به دنبال تقویت حلقههای ضعیف زنجیره از مرحله تولید تا فرآوری، بستهبندی و بازار است؛ هرچند اسناد تحلیلی طرح تأکید دارند که بدون مدیریت واحد، تعاونیهای واقعی و بازارسازی حرفهای، این مدل نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
انجیر پلدختر و معمولان؛ اتصال بهجای خامفروشی
گزارش عارضهیابی زنجیره ارزش انجیر در شهرستانهای پلدختر و معمولان نشان میدهد که مشکل اصلی این محصول، کمبود تولید نیست، بلکه ضعف ساختاری در مراحل پس از برداشت است. پراکندگی باغداران، نبود تشکلهای مؤثر، فقدان صنایع فرآوری و بستهبندی و وابستگی به دلالان محلی موجب شده سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول در پایینترین سطح باقی بماند. در این چارچوب، راهبرد طرح اتصال بر شکلدهی تعاونیهای واقعی، توسعه صنایع تبدیلی و اتصال مستقیم به بازارهای هدف استوار شده است.
رازیانه رزن؛ ظرفیت مغفول گیاهان دارویی
در شهرستان رزن، با وجود جایگاه مهم در تولید رازیانه، نبود صنایع فرآوری، ضعف نظام بازاریابی و فقدان برند و استاندارد صادراتی، مانع بهرهمندی کشاورزان از مزیت واقعی این محصول شده است. الگوی مداخله پیشنهادی در طرح اتصال، بر تشکیل تعاونیهای تخصصی، توسعه صنایع فرآوری و اتصال به بازارهای داخلی و صادراتی تأکید دارد. در این مدل، حمایت مالی بانک توسعه تعاون تنها زمانی اثربخش خواهد بود که در خدمت یک زنجیره منسجم و متصل قرار گیرد.
تعاونیها؛ ستون فقرات موفقیت طرح اتصال
یکی از ارکان کلیدی طرح اتصال، احیای نقش واقعی تعاونیهاست. در این طرح، تعاونیها مسئول سازماندهی تولید، مدیریت مالی و ارتباط با بازار هستند. توزیع عادلانهتر سرمایه، افزایش قدرت چانهزنی تولیدکنندگان خرد و کاهش نقش واسطهها، از مهمترین دستاوردهای این رویکرد به شمار میرود.
اتصال؛ فرصت توسعه یا آزمونی برای سیاستگذاری نوین
طرح اتصال نه یک راهحل کوتاهمدت، بلکه فرآیندی تدریجی و وابسته به هماهنگی نهادی است. موفقیت آن به همزمانی سرمایه، بازار، مدیریت محلی و سیاستگذاری شواهدمحور بستگی دارد. در صورت تحقق این شرایط، تجربههایی مانند گلستان و سیستان و بلوچستان میتواند به الگویی قابل تعمیم برای سایر مناطق کشور تبدیل شود؛ الگویی که در آن بانک توسعه تعاون نقش تسهیلگر مالی توسعه را ایفا میکند، نه صرفاً یک پرداختکننده تسهیلات.

































