کاهش هزینه، افزایش فروش و جهش بهرهوری؛ تجربه کشورهای موفق نشان میدهد اتصال بنگاههای کوچک و متوسط به صنایع بزرگ، رمز عبور از رکود و کلید رقابتپذیری در بازارهای داخلی و جهانی است؛ مدلی که میتواند بدون سرمایهگذاری سنگین، چرخ اقتصاد را سریعتر بچرخاند.
به گزارش پایگاه خبری اقتصاد جوان، در سالهای اخیر، بنگاههای کوچک و متوسط (SMEها) به یکی از مهمترین پیشرانهای رشد اقتصادی در جهان تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که بخش قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی، اشتغالزایی و تولید ثروت در بسیاری از کشورها توسط همین بنگاهها انجام میشود. کارشناسان اقتصادی معتقدند توسعه و حمایت هدفمند از این کسبوکارها، علاوه بر افزایش فروش محصولات بنگاهها، نقش موثری در کاهش هزینههای تولید و ارتقای بهرهوری دارد.
اگرچه بنگاههای بزرگ به دلیل سهم بالای خود از بازار اهمیت ویژهای دارند، اما کسبوکارهای خرد و کوچک نیز ستون فقرات اقتصاد محسوب میشوند. این بنگاهها ضمن گردش چرخ صنعت، سهم قابل توجهی در پرداخت مالیات، افزایش نرخ مشارکت اقتصادی و رونق بازار کار ایفا میکنند.
یکی از راهکارهای موفق جهانی برای تقویت بنگاههای خرد و کوچک، اتصال آنها به بنگاهها و صنایع بزرگ است؛ مدلی که موجب افزایش قدرت رقابتپذیری، بهبود بازاریابی و رشد فروش محصولات میشود. طی سالهای اخیر، پیوند صنایع کوچک با صنایع بزرگ به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی کشورها تبدیل شده و بهعنوان ابزاری موثر برای کاهش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.
این مدل بهویژه در مناطق محروم و کمبرخوردار، فرصت حضور فعال بنگاههای کوچک در اقتصاد تولیدی را فراهم کرده و امکان رقابتپذیری آنها در بازار کار را افزایش میدهد.
در همین راستا، سیدمالک حسینی، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اخیراً بر ضرورت توسعه مدلهای نوین کسبوکار در شرایط کنونی کشور تأکید کرده است. به گفته او، کاهش منابع مالی دولت در حوزه اشتغال و تولید ایجاب میکند که روشهای سنتی کنار گذاشته شده و مدلهای خلاقانه و کمهزینه جایگزین شوند.
حسینی معتقد است اتصال بنگاههای کوچک و متوسط به بنگاههای بزرگ و استفاده از ظرفیت شرکای راهبردی، میتواند به شکل معناداری هزینهها را کاهش داده و بهرهوری را افزایش دهد. به گفته وی، زنجیرهسازی ظرفیتهای پراکنده و منابع جزیرهای، بدون نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین جدید، راهکاری عملی برای افزایش کارایی تولید است.

بررسیهای میدانی نشان میدهد همافزایی ظرفیتهای موجود در توسعه بنگاهها، در مقایسه با سرمایهگذاریهای جدید برای راهاندازی کسبوکار، بین ۲۰ تا ۸۰ درصد در کاهش هزینهها اثرگذار است. هرچند اجرای این مدل در ابتدا ممکن است با چالشهایی همراه باشد، اما تجربه کشورها نشان داده که در بلندمدت، موفقیت آن تضمین شده است.
بسیاری از بنگاههای خرد و متوسط به دلیل محدودیت منابع مالی و نبود ساختارهای سازمانی حرفهای، در مواجهه با فرآیندهای پیچیده اداری، مالی و دیوانسالاری با مشکلات جدی روبهرو هستند. در این شرایط، ایجاد نهادهای تخصصی مشترک برای ارائه خدمات مالی و اداری، میتواند زمان و هزینه این بنگاهها را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
امروزه اتصال بنگاههای کوچک به صنایع بزرگ در بسیاری از کشورهای دنیا بهعنوان الگویی موفق تجربه شده است؛ الگویی که علاوه بر افزایش رقابتپذیری در بازارها، زمینهساز توسعه فروش، نفوذ در بازارهای جهانی و تقویت برندهای داخلی شده است.
کارشناسان بازار کار تأکید دارند که بنگاههای کوچک و متوسط بهعنوان موتور محرکه رشد اقتصادی، نقشی کلیدی در اشتغالزایی، کارآفرینی، خلق ایدههای نو، افزایش رقابتپذیری کالاها و تجمیع سرمایههای خرد دارند. حمایت دولتها از این بنگاهها، بهویژه در حوزههای مالیاتی، بانکی، گمرکی و ارزی، میتواند مسیر رشد آنها را هموارتر کند.
در نهایت، تجربه جهانی نشان میدهد که راز فروش موفق محصولات و کاهش هزینههای تولید، نه در گسترش بیرویه سرمایهگذاریهای جدید، بلکه در اتصال هوشمندانه بنگاههای کوچک و متوسط به صنایع بزرگ و استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود نهفته است؛ مسیری که میتواند اقتصاد کشورها را کمهزینهتر، پویاتر و رقابتپذیرتر کند.

































